سيد علي اكبر قرشي
35
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( بِناصِيَتِها » ) * هود : 56 اتخاذ يعنى گرفتن توأم با قبول نحو * ( « وَاتَّخَذَ الله إِبْراهِيمَ خَلِيلًا » ) * نساء : 125 با مراجعه به المعجم المفهرس در موارد استعمال اتَّخذ و اتّخذوا و ساير صيغ آن از باب افتعال ، به نظر ميايد كه در تمام موارد آن ، گرفتن توأم با قبول و با خوشنودى ملحوظ است . امّا موأخذه . راغب در مفردات گويد : در آيهء * ( « وَلَوْ يُؤاخِذُ الله النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ » ) * نحل : 61 از آنجهت از باب مفاعله آمده كه مردم نعمتها را اخذ كرده و شكر بجاى نياوردهاند موأخذه بدين نحو طرفينى است . نا گفته نماند موأخذه در تمام موارد آن در قرآن بمعنى مجازات و اخذ بعقوبت است ، ميتوان گفت كه : مفاعله در اين ماده بمعنى شدّت و تأكيد است و لازم نيست كه مفاعله همواره بين الاثنين باشد چنان كه در « سافرت شهرا و عاقبت اللصّ » بين الاثنين نيست ، گفته راغب درست به نظر نميرسد ولى آيهء * ( « إِنَّ أَخْذَه أَلِيمٌ شَدِيدٌ » ) * هود : 102 مؤيد قول ما است . آخِر : ( بر وزن فاعل ) مقابل اوّل است * ( « رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لأَوَّلِنا وَآخِرِنا » ) * ( مائده 114 ) تأخير مقابل تقديم و آخرون مقابل اوّلون است نظير * ( « ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلِينَ وَقَلِيلٌ مِنَ الآخِرِينَ » ) * ( واقعه : 14 ) در قرآن مجيد بقيامت و نشاء ديگر دار الاخرة ، يوم الاخر ، اطلاق شده و اين از آن رواست كه زندگى دنيا اوّل و زندگى عقبى آخر و پس از آن است ، راجع بآخرت در « قيامت » بحث خواهد شد . آخَر : ( بفتح خاء ) غير . ديگرى . مثل * ( « لا تَجْعَلْ مَعَ الله إِلهاً آخَرَ » ) * اسراءِ : 22 با خدا ، خداى ديگر مگير و مثل * ( « فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ » ) * ( مائده : 27 ) از يكى قبول شد و از آن ديگرى پذيرفته نگرديد . جمع آخر ( بفتح خاء ) آخرون است مثل * ( « أَعانَه عَلَيْه قَوْمٌ آخَرُونَ » ) * ( فرقان : 4 ) يعنى كفّار گفتند : در آوردن قرآن مردمان ديگرى او را يارى كردهاند . مؤنث